صافی -  مراسم پاسداشت مقام هنری بیوک آقا شکورزاده با حضور کیوان ساکت روز پنجشنبه ۲۹ دی ماه در شهرستان مراغه برگزار شد.

به گزارش صافی، این مراسم با شعرخوانی ودود دوستی شاعر توانمند مراغی و با اجرای محمد نوزادی از شاگردان استاد ساکت آغاز شد.

پخش فتوکلیپی از بیوک آقا، خاطرات حاضران در سالن را زنده کرد. این فتوکلیپ را آرش امن زاده طراحی و مدیریت هتل بزرگ مراغه آن را تهیه کرده بود. هادی رستگار و رفیع محمودی با ساز و آوازی یاد بیوک آقا را گرامی داشتند.

سپس استاد کیوان ساکت در سخنانی از مقام هنری بیوک آقا تجلیل کرد و ‌از رفعت و‌ حشمت آن هنرمند گفت. اشاره استاد درخصوص شنیدن تکه های ناب موسیقی بیوک آقا و نیز مقایسه آن با برگزیده های برنامه گلهای رادیو بود.

وی خاطرنشان کرد: ما باید بدانیم هر نوازنده کار خوب، متوسط و ضعیف دارد. همواره باید کارهای خوب یک نوازنده مناط اعتبار مخاطبان قرار بگیرد. با بیوک آقا من از طریق ویدیویی کوتاه از فیلم زخمه بر زخم بیست سال پیش در پاریس آشنا شدم و‌ دم به دم برای آشنایی ایشان بر خود بالیدم و‌ منتظر روزی بودم که وی را ببینم. اکنون در زمانی به دیدار ایشان آمده ام که کالبد خاکیش در میان ما نیست اما روح بزرگ ایشان در این سالن و میان این جمع باشکوه در کنار ماست.

ساکت در بخش دیگری از صحبت های خود به هنرجویان توصیه کرد که تمرین مداوم موسیقی داشته باشند و ‌نیز از خواندن کتاب و مطالعه غافل نباشند. وی با خواندن بخشی از اشعار مهدی اخوان ثالث نشان دادند که تسلط و اشراف فوق العاده ای بر شعر معاصران دارد و بارها از سوی مخاطبین در سالن تشویق شدند. سپس در میان تشویق حاضران بداهه نوازی تار را اجرا کردند که باعث وجد بی نظیر مخاطبان شد.

در ادامه مراسم با اهدای هدیه شهرداری و شورای شهر و تجلیل از فریبا عباسی عضو شورای شهر مراغه همراه بود.

میثم پورتقی هنرمند مراغی پرتره استاد کیوان ساکت را که با سبک رنگ و روغن اجرا شده بود را تقدیم استاد ساکت کرد. علی قنبرزاد تهیه کننده این مراسم و از علاقمندان به فرهنگ ایران زمین با اهدای لوح و هدیه استاد ساکت در مراغه تجلیل کرد.

متن لوح تجلیل بدین شرح بود:

جناب استاد کیوان ساکت:

پُرصدا عالَم از «فسانۀ» توست

«قاصدک»، «دیدارِ شرق و غرب» را «جامه‌‎دران» به «رقص انگشتانِ» «شرقِ اندوه» نشسته است؛ همو که «نغمۀ مِهر» را «سبکبال» «با موج تا کرانه» «یادگارِ خونِ سرو» نموده. «شبی با خورشید» «شرقِ اندوه» را به سور خواستیم باشد که «ماه بانو»ی «زندگی» «چرخِ نیلوفری» را دوره کند. باری، کیوان هماره «بی‌‎کاروان …» ساکت!

امّا هم‌چنان…

«می‌‎تراود مهتاب»

حضور شما در خطه فرهنگ پرور مراغه را گرامی می داریم و امیدواریم طلیعه گشایش های فرهنگی و هنری موثرتری باشد.به نام کمترین خادم هنر مراغه عزیز پیش پایتان برمی خیزم و‌ مراتب احترام خود را حضورتان تقدیم می نمایم.

علی قنبرزاد