اهمیت علم در جهان از نگاه اندیشمندان و تحلیل گران

صافی نیوز / توافق گسترده ای وجود دارد که در جهان، بخش اعظم یک آرایه به هم پیوسته از مفاهیم که واپسگرایانه میتوان آن را به صورت مدرنیست علم نامید. این مفاهیم، به نوبه خود، به شرایط مختلف تکنیکی موادی مربوط می شوند

سیدعمران طباطبایی- توافق گسترده ای وجود دارد که در جهان، بخش اعظم یک آرایه به هم پیوسته از مفاهیم که واپسگرایانه میتوان آن را به صورت مدرنیست علم نامید. این مفاهیم، به نوبه خود، به شرایط مختلف تکنیکی موادی مربوط می شوند، بسیاری از اشکال زندگی نهادی را در محاصره خود می گیرند و طیف وسیعی از شیوه های فرهنگی در ادبیات، هنر، معماری و صنعت را تحت تاثیر خود قرار می دهند.

تحلیل گران، اغلب با استفاده از واژه های مدرنیته برای تأکید بر ترکیب ویژگی های اقتصادی، تکنولوژیکی و نهادی و مدرنیسم علم برای صحبت درباره الگوبرداریهای فکری و فرهنگی، بر جنبه های مختلف علم تمرکز می کنند. در حالی که تا همسانی و همراهی شناخت کامل علم، راه دور و درازی باقیست، اما به بطور کلی علم به رسمیت شناخته شده که مجموعه های مرتبط از باورهای مدرنیستی به آرامی در حال از دست دادن مفهوم تعیین کننده اعتبار ماهیت علم هستند.

علم می تواند مشکلات و پتانسیل های زندگی در زمینه پست مدرن را حل نماید. از جهت گیری سیستمی نظریه سازمانی مدرن، انسان ناچار از توقف و اندیشه درباره سازمان علم می گردد. مفروضات نظری به بدنه اعتقادات در هم تنیده موجود در رابطه با سازمان علم به عنوان یک رشته تولید دانش، مزدوج و ترکیب می شود.

اگر حوزه های نظری تحت سئوال قرار گیرد بنابراین به طور ضمنی تعهدات فرا نظری ناشی از آن ها نیز به همین منوال زیر سوال می روند. سازمان علم سنتی، سازمانی است که ریشه در مفروضات و مدرن داشته، همراه با چند تهدید بزرگ که اندیشه پست مدرن با وجود فرضیات زیر سوال می برد.

تفکر پست مدرن می تواند به عنوان یک مفهوم، جایگزین علم سازمانی گردد. استدلال های خاص در دیالوگ های پست مدرن، در صورتی که به درستی تعمیم یابند، میتوانند چشم انداز امیدوار کننده در باره آینده سازمان علم ارائه دهند.

پس از توسعه این استدلالات، ما به بررسی و مداقه در زمینه چند ین پیامد قابل توجه پرداخته و ظرفیت های انها را در تداوم کار نشان خواهیم داد. شکل گیری مدرن علم سازمانی برای درک عناصر در حال حاضر، تفکر پست مدرن، مفروضات اساسی مستتر در علم سازمانی را در چارچوب مدرنیته تفکیک می کند.

در سطح وسیع تر، هدف از این کار بیان برخی از عقاید متشکله که ویژگی های اساسی علم سازمانی را تعیین کرده اند می باشد. گونه های اصلی پژوهش، تعهدات نظری و شیوه های عمل آن در محیط، در عمل مفاهیم ضمنی این باورها تقریباً در هر گوشه ای از این موضوع مشهودند. تحقیقات محققان، محتوای نظری تا خلق و خوهایی که توسط متخصصان به سازمان علم وارد میشوند اگر چه گفتنی های بسیار در مورد علم در قالب مدرنیستی وجود دارد اما مفروضات مربوط به تحولات آینده و محدود است.

عامل عقلانی همانطور که اکثر محققان درباره آن اتفاق نظر دارند، تفکر مدرنیسم در قرن حاضر ریشه های مهمی در عصر روشنگری، برخاستن از تیره گی یا قرون وسطایی  دارد و به مفاهیم در حال ظهور فردیت و نظام هستی مربوط می شود.

اگر چه تاریخ تا به حال بسیاری از مسیرهای انحرافی قابل ملاحظه را تجربه کرده است اما فرضیات روشنگری تا قرن حاضر ادامه یافته و توسط پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی گوناگون که به مفروضات عصر روشنگری نسبت داده می شود تا قلل جدید رشد صنعت و شیوع جنگ که هر دو موجب افزایش وابستگی جامعه به علم و فن آوری شدند و انواع جنبش های فلسفی و فرهنگی تقویت شده است.

روشنگری، در درجه اول به علت کرامتی که به عقلانیت فردی بخشید نقطه عطف تاریخ می باشد. متفکران عصر روشنگری به تمام اشکال تمامیت خواهی حمله برده و اینگونه استدلال می شود که در درون هر فرد اصالت یکپارچه و مقدسی نهفته است و قلمروی تحت حاکمیت ظرفیت های خود فرد، برای مشاهده دقیق و تأمل عقلانی پایه و اساس خاص را فراهم می کند.

تعیین ارزش برای ذهن فرد به عنوان دستگاه تعقل عمده برای سازمان علم عمل می کند.

ذهن فردی، تبدیل به یک شی برجسته قابل مطالعه می شود. دانش سازمان به عنوان یک محصول جانبی، عقلانیت فردی محقق علمی را در نظر می گیرد. اگر عقلانیت فردی، منبع عمده رفتار انسان است پس باز کردن قفل اسرار آن برابر با دست یابی به منشاء سلامتی آینده سازمان علم است.

یک فرد محقق در صورت برخورداری از آموزش تفکر سیستماتیک و منطقی، به بهترین وجه به انجام مطالعه می پردازد.
به بیان روشنتر، این مفروضات حاصل مفاهیمی از علم فرد و سازمان هستند که از مراحل آغازین مطالعه سازمانی، ریشه می گیرند.

بسیاری از محققان مدل علم مدرنیستی را از تعالی حیات سازمانی می دانند. محققان سازمانی یک ارزیابی منطقی از ورودیها و اثرات آنها بر زمان و حرکت بعمل می آورد و این رفتار را می توان بطور قابل اعتمادی حداکثر سازی کرد.

با وجود تاسف برانگیز زدایش کیفیت های انسانی در علم سازمانی، جهت گیری کلی، موجب تقویت باورهای معاصر در این زمینه می شود که مدیریت فرایند برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل به شیوع نظریه های علم سازمانی تداوم می بخشد.

دانشمندان معتقدند باورهای متجانس با غنی سازی شغلی، چرخش و بزرگ شدن و طراحی شغل، مدیریت تکنیک های هدفدار را بطور گسترده ای شامل می گردد. سیستم های برنامه ریزی، برنامه نویسی، بودجه بندی و مدیریت کیفیت جامع به عنوان دستگاه های ورودی به منظور استخراج بزرگترین خروجی از علم سازمانی در نظر گرفته شده و به طور معمول توسط مشاوران و برنامه ریزان استراتژیک آموزش دیده به پیش بینی های مبتنی بر عقلانیت فردی می پردازد.

دولتها باید به ایجاد پیش بینی کوتاه مدت و بلند مدت بر مبنای عملکرد علم سازمانی بر اساس این فرض که افراد موجودات عقلانی هستند بپردازند. افرادی که برای بهینه سازی نتایجشان به ورودی های مختلف، به طرق قابل اعتماد برای تولید کالاها و خدمات واکنش نشان می دهند، اعتقاد به عاملیت عقلانی در مفهوم علم ایده آل را شکل می دهند.

اندیشمندان معتقدند کشورها باید نظریه ها و پیش بینی اقداماتی که علم می تواند به منظور ایجاد توازن مطلوب بین شرایط سازمانی و شرایط محیطی اتخاذ کند را روشن سازند. مدیریت استراتژیک علم، بر اساس فرض عقلانیت فردی استوار بوده که سبک انتخاب استراتژیک را مطرح نموده که بر اساس مفروضات عقلانیت فردی استوار شده است.

عقلانیت محدود، ضمن به رسمیت شناختن محدودیت ظرفیت های انسانی برای پردازش اطلاعات، بر اساس فرض رضایت فردی استوار است که بطور تلویحی به معنای جستجو برای راه حل های منطقی جایگزین می باشد ولی نه لزوماً مطلوب، بلکه رضایت بخش است.

آموزش مدیریت و برنامه های تربیت علم سازمانی به منظور مجهز کردن مدیران با صلاحیت های حیاتی مدیریتی برای تولید عملکرد برتر علم بسیار مهم است. در موضوع آموزش مهارت های رهبری فراگیر، یعنی حالت های فردی فعالیت های مدیریتی، باید اثر فراگیر در علم سازمانی داشته باشند.

در علم سازمانی از طریق توسعه ظرفیت های عقلانی افراد، تفکر، برنامه ریزی، تشخیص، ایجاد و غیره به طور موثر می توانند هدایت یا رهبری کنند. علاوه بر اثر گذاری علم و عملکرد مدیریت، تعهد به فرایند عقلانی، خطوط تئوری های کلان سازمانی را شکل داده اند.

موضوع اهمیت در ابتکار ایده عملکرد، به خصوص در حالت صرفه جویی آن و سپس ایجاد یک واقعیت از طریق مرتب سازی روابط اجتماعی بر اساس مدل عقلانیت کارکردی نهفته است. ذکر و بسط سیاق مفاهیم سایبرنتیک و سیستم های عمومی مستقیماً در دیدگاه سیستم های باز نظریه های سازمانی مشارکت دارند.

جهت گیری سیستم از لحاظ فلسفی و روش شناسی اعتقاد علمی، گره خورده در نهایت به عامل عقلانی مفهوم خود، ادارک دانش علمی سازمان، دیدگاه و نقش علم را در بر می گیرد. در سطح بنیادین می توان استدلال نمود که تئوری سازمانی علم نتیجه ناب تفکر عقلانی بوده و به پردازش حرفه ایف درجه ای از برتری می بخشد.

در روح مدرن علم، این عقلانی ترین صدایی است که باید در مسابقه تمام نشدنی عقاید حاکم باشد و همین ادعای ضمنی، دلیلی است که تا حد زیادی برای لزوم مشاوره سازمانی توجیه فراهم می سازد. مشاوران علمی با استانداردهای آموزش علمی واضح تر، عینی تر، عمیق تر یا خلاقانه تر نسبت به اشخاص غیر حرفه ای فکر کرده در نتیجه مستحق آن است که صدایش در درون سازمان علم شنیده شود.

علاوه بر تجلیل از عقلانیت، گفتمان علم تاکید روشنگری قوی بر روی قدرت مشاهده فردی را کتمان می کند. توان قضاوت، فرد را قادر می سازد تا همتراز با کسانی که در فلسفه تجربه گرا بوده، با شور و نشاط در اشکال منطقی یا فلسفه تجربه گرا ظاهر شود.

نزد تجربه گرایان منطق، فقط آن دسته از قضایایی که به روشنی به پدیده های قابل مشاهده مرتبط اند قابلیت بررسی علمی را دارا بوده و تنها آزمایش دقیق این قضایای علمی فقط می تواند به افزایش در دانش منجر شود. در علوم رفتاری این نظرات نه تنها به وسایل توجیه گر بدل شدند بلکه قرار دادن علوم رفتاری همپای علوم شیمی و فیزیک علاقه مندی بسیاری را نسبت به روش تحقیق و آمار بر انگیخته است. علم سازمانی در درون این مسائل، ریشه در خاک دوانده است.

انتهای پیام/