فرمان الهی، عدالت در جهان و اهمیت آن

صافی نیوز / به گفته اندیشمندان، عدالت درباره تعادل و هماهنگی است.

سیدعمران طباطبایی – به گفته اندیشمندان، عدالت درباره تعادل و هماهنگی است. این نشان دهنده رابطه درست بین جنبه های متضاد در یک فرد یا یک جامعه است. از نگاه اندیشمندان عدالت به این صورت تعریف می گردد که هر کسی آنچه را که مسئول آن است یا آنچه به آن تعلق دارد، داشته و انجام می دهد. به عبارت دیگر، یک فرد عادل کسی است که با توجه به توانایی های منحصر به فرد خود به جامعه کمک می کند و آنچه متناسب با سهم خود است را دریافت می کند.

آن ها در جای درست قرار دارند و همواره تلاش می کنند تا بهترین عملکرد خود را داشته باشند و آنچه را که دریافت می کنند به شیوه ای عادلانه و منصفانه جبران کنند. این موضوع هم در سطح فردی و هم در سطوح سازمانی و اجتماعی صدق می کند. پژوهشگران برای نشان دادن ایده های خود، انسان را دارای سه بخش می دانند: عقل، روح و میل. این سه بخش در فلسفه آنها به موازات هم هستند.

کسانی که عاشق حکمت یا فلاسفه هستند، ایده آل ترین کسانی هستند که می توانند حکومت کنند، زیرا تنها آن ها هستند که حقیقت ماهیت خیر را درک می کنند و باید اداره شهر را به کسی سپرد که از خوبی ها آگاه باشد، نه به سیاستمدارانی که قدرت را بر نیازهای واقعی مردم اولویت می دهند.

طرفداران نظریه فرمان الهی می گویند عدالت و در واقع کل اخلاق، فرمان مقتدرانه خداوند است. برخی از نسخه های این نظریه تاکید می کنند که به دلیل ماهیت رابطه خدا با بشریت باید از خدا اطاعت کرد، برخی دیگر تاکید می کنند که خدا باید اطاعت شود زیرا خدا خود خوبی است و بنابراین انجام فرمان خدا برای همه بهتر خواهد بود.

تفکر اولیه در مورد نظریه فرمان الهی به شرح زیر است: آیا آنچه از نظر اخلاقی خوب است که خدا بر آن فرمان می راند، زیرا از نظر اخلاقی خوب است، یا از نظر اخلاقی خوب است، زیرا خدا بر آن فرمان می راند؟ مفهوم این است که اگر دومی درست باشد، آنگاه عدالت فراتر از درک فانی است؛ اگر اولی درست باشد، آنگاه اخلاق مستقل از خداوند وجود دارد و بنابراین تابع قضاوت انسان های فانی است. پاسخی به طور قیاسی معتبر است که بگوییم وجود یک اخلاق عینی، دلالت بر وجود خدا دارد و بالعکس.

یهودیان، مسیحیان و مسلمانان به طور سنتی بر این باورند که عدالت یک مفهوم حال، واقعی، درست و به ویژه حاکم همراه با رحمت است و عدالت در نهایت از خدا نشأت می گیرد و آن را نگه می دارد. براساس کتب آسمانی، موسساتی مانند قانون موسی توسط خدا ایجاد شدند تا اسرائیلی ها را ملزم به زندگی و اعمال استانداردهای عدالت الهی کنند.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند را دارای حق و عدالت می داند. عدالت بخشی از قانون طبیعی است و در ذات انسان نهفته است. طرفداران قرارداد اجتماعی می گویند که عدالت از توافق متقابل همه نشأت می گیرد.

به گفته متفکران فایده گرا، عدالت آن قدرها هم که ما فکر می کنیم اساسی نیست. بلکه، از استاندارد اساسی تر حق، نتیجه گرایی مشتق می شود. آنچه حق است، بهترین پیامدها را دارد که معمولا با رفاه کلی یا متوسط ناشی از آن سنجیده می شود. بنابراین، اصول صحیح عدالت آن هایی هستند که تمایل دارند بهترین نتایج را داشته باشند. این قوانین ممکن است به قوانین آشنایی مانند حفظ قراردادها تبدیل شوند اما به همان اندازه، ممکن است بسته به حقایق در مورد عواقب واقعی نباشند.

در هر صورت، آنچه مهم است این پیامدها است و عدالت مهم است اگر اصلاً تنها از آن استاندارد اساسی مشتق شده باشد. میل با این استدلال که عدالت از دو گرایش طبیعی انسان سرچشمه می گیرد سعی در توضیح این باور اشتباه ما دارد که عدالت به شدت مهم است. تمایل بشر برای مقابله به مثل در برابر کسانی که به ما آسیب می رسانند یا احساس دفاع از خود و توانایی ما برای قرار دادن خیالی خودمان در جای دیگری، همدردی از جمله این موارد است. بنابراین وقتی می بینیم کسی آسیب دیده، خود را در موقعیت آن ها قرار می دهیم و تمایل به تلافی از طرف آن ها را احساس می کنیم. اگر این روند منشأ احساسات ما در مورد عدالت است، باید اعتماد ما به آن ها را از بین ببرد.

به طور گسترده، نظریه های فایده گرا به دنبال عواقب آینده مجازات هستند. نظریه های بازنگرانه به اعمال خاص خطاکاری نگاه می کنند و تلاش می کنند آن ها را با مجازات مناسب تطبیق دهند و نظریه های ترمیمی به نیازهای قربانیان و جامعه نگاه می کنند و به دنبال ترمیم آسیب های ناشی از خطاکاری هستند.

به گفته فایده گرایان، عدالت مستلزم به حداکثر رساندن رفاه کلی یا متوسط در تمام افراد مرتبط است. مجازات از سه طریق با جرم مبارزه می کند:

۱. بازدارندگی. تهدید معتبر مجازات ممکن است مردم را به سمت انتخاب های متفاوت هدایت کند. تهدیدهای خوب طراحی شده ممکن است مردم را به سمت انتخاب هایی هدایت کند که رفاه را به حداکثر می رساند. این با برخی از شهود قوی در مورد مجازات عادلانه مطابقت دارد که به طور کلی باید متناسب با جرم باشد.

۲. توان بخشی. مجازات ممکن است افراد بد را به افراد بهتر تبدیل کند. برای فایده گرا، منظور از فرد بد کسی است که به احتمال زیاد باعث چیزهای ناخواسته مانند رنج می شود. بنابراین، فایده گرایی می تواند تنبیهی را توصیه کند که فرد را به گونه ای تغییر دهد که احتمال کمتری برای ایجاد چیزهای بد داشته باشد.

۳. امنیت / ناتوانی. شاید افرادی باشند که مسببان غیر قابل جبران چیزهای بد هستند. اگر چنین باشد، زندانی کردن آن ها ممکن است رفاه را با محدود کردن فرصت های آن ها برای ایجاد آسیب به حداکثر برساند و بنابراین سود در حفاظت از جامعه نهفته است.

دلیل مجازات، حداکثر کردن رفاه است و مجازات باید از هر کسی و به هر شکل و شدتی باشد. این امر گاهی اوقات ممکن است مجازات افراد بی گناه را توجیه کند یا مجازات های نامتناسب و شدیدی را تحمیل کند. زمانی که این کار در مجموع بهترین عواقب را خواهد داشت.

استدلال پژوهشگران این است که نتیجه گرایی اشتباه است زیرا استدلال می کنند که همه افراد گناهکار سزاوار مجازات مناسب هستند و این مجازات باید متناسب با جرم و برای همه گناهکاران باشد. با این حال، گاهی اوقات گفته می شود که انتقام جویی صرفاً انتقام در لباس مبدل است. با این حال، تفاوت هایی بین مجازات و انتقام وجود دارد: اولی بی طرفانه است و مقیاس تناسب دارد در حالی که دومی شخصی و بالقوه نامحدود در مقیاس است.

عدالت ترمیمی یک رویکرد عدالتی است که نیازهای قربانیان و مجرمان را اولویت بندی می کند و به جای اصول حقوقی انتزاعی بر نیازهای آن ها تمرکز می کند. این قانون مشارکت فعال قربانیان را تشویق می کند و مجرمان را تشویق می کند تا مسئولیت اقدامات خود را بر عهده بگیرند که منجر به نرخ رضایت بالاتر می شود.

عدالت ترمیمی گفتگو بین قربانی و مجرم را تقویت می کند که بالاترین میزان رضایت قربانی و پاسخگویی مجرم را نشان می دهد. برخی از فیلسوفان مدرن گفته اند که نظریه های فایده گرایی و منفعت گرایی به طور متقابل منحصر به فرد نیستند.

عدالت اولین فضیلت نهاده ای اجتماعی است، زیرا حقیقت از سیستم های فکری است. عدالت مفهوم فضایل قلبی است که یکی از آنهاست. عدالت متافیزیکی اغلب با مفاهیم سرنوشت، تناسخ یا مشیت الهی در ارتباط است یعنی با زندگی مطابق با یک برنامه کیهانی. هم ارزی عدالت و انصاف از نظر تاریخی و فرهنگی برقرار شده است.

قوانین جهانی، مسائل مهم و پیچیده ای را درباره برابری، انصاف و عدالت مطرح می کند. یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید همه در برابر قانون برابرند. اعتقاد به برابری در برابر قانون، مساوات طلبی قانونی نامیده می شود.

عدالت، رابطه ارتباطات فردی و روابط اجتماعی را با تمرکز بر جنبه های هنجاری و سیاسی بررسی می کند. هدف عدالت، توزیع کالاهای اجتماعی به نفع فقرا است اما روابط قدرت، ساختارهای سیاسی یا معانی اجتماعی را در نظر نمی گیرد.

بیشتر نظریه های معاصر عدالت بر مفهوم برابری تاکید دارند. پیچیدگی هایی در تشخیص مسائل انتخاب و مسائل شانس و همچنین عدالت برای نسل های آینده در توزیع مجدد منابع حمایت می کند.