مبنای عدالت، الهی و عقلی است

صافی نیوز / طبق بررسی اندیشمندان عدل در دو جا واقع می شود یکی در بخش امور تکوینی و دیگری در امور تشریعی یعنی عدل هم در زمان خلقت یک موجود دیده می شود و هم در زمان رابطة این موجود با دیگر موجودات.

سیدعمران طباطبایی- طبق بررسی اندیشمندان عدل در دو جا واقع می شود یکی در بخش امور تکوینی و دیگری در امور تشریعی یعنی عدل هم در زمان خلقت یک موجود دیده می شود و هم در زمان رابطة این موجود با دیگر موجودات.

پس می توان عدل را این گونه تقسیم نمود:

عدل در تکوین: این قسم، به خلقت امور مربوط و عدل در خلقت می باشد. گاهی در قرآن از عدل به عنوان ترازوی خدا در آفرینش یاد می کنند. آیات دیگری هم که در قرآن بیان می دارند آسمان ها و زمین بر اساس عدل استوار شده اند اشاره به همین نوع از عدل دارند مانند آیة هفت از سورة الرحمن.

جهان چون چشم و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست. جهان خلقت بر پایه ای غیر از جمال و عدل بنا نشده است. عدل نه تنها پایه انسانی دارد بلکه دارای پایه جهانی هم می باشد به این معنا که جهان بر پایة عدل استوار می باشد. عدل در تشریع: یعنی این که در نظام جعل و وضع و تشریع قوانین، همواره اصل عدل، رعایت شده و می شود. یکی از اهداف ارسال پیامبران الهی عدل بوده است. حضرت حق در قرآن می فرماید: همانا فرستادگان خویش را به دلایل روشن فرستادیم و همراه آنها کتاب و مقیاس قانون فرستادیم تا مردم به این وسیله عدل را به پا دارند.

باید این مسئله را متذکر شد که غایت وجودی عدل تکوینی، عدل تشریعی است. بهتر آن است که بگوییم اولین بار خود قرآن عدل را در چهره های گوناگون آن مطرح نمود. برای توضیح و درک بهتر واژة عدل می توان از واژة ظلم هم کمک گرفت. لغت عدل و ظلم در مقابل هم قرار دارند یعنی هر جا که ظلم بتواند به وجود آید، امکان دارد که در آن جا عدل هم به وجود آید. ولی این دو هیچ گاه با هم در یک جا جمع نمی شوند. ممکن انسان کاری را بدون این که در انجام آن دچار اکراهی شود انجام دهد. عدالت هم باید به این صورت برای انسان تبدیل شود تا آن را بدون هیچ تکلیفی انجام دهد.

عدالت دسته ای از صفات است که در شخص باید ایجاد شود و در آیات قرآن، هود/12و جن/16استناد شده است. ظلم قرار دادن شیء در غیر جای خود است که این تعریف دقیقاً در مقابل تعریف عدل قرار می گیرد. به دلیل همین تقابل است که می توان تقسیمات هر یک از عدل و ظلم را در یکدیگر جاری نماییم. امامان تشیع معتقدند ظلم سه نوع است و انسان ممکن است به سه نوع ظلم مبتلا گردد: ظلم انسان به خود. ظلم انسان نسبت به انسان های دیگر. ظلم انسان نسبت به موجوداتی غیر از انسان.

انسان می تواند روابط خود با انسان های دیگر و یا دیگر موجودات را، به گونه ای انجام دهد که از حد اعتدال خارج نباشد و یا این که دچار افراط و تفریط شود و تحت دایرة ظلم داخل شود. انسان علاوه بر این که ممکن است به دیگر انسان ها ظلم کند، امکان هم دارد که نسبت به خود و خدای خود هم مرتکب ظلم شود و این امر زمانی اتفاق می افتد که در برقرار کردن رابطة خود با دیگران، از حد اعتدال خارج و امور را در جای خود انجام نداده و هر شیء را در سر جای خود قرار ندهد.

اگر انسان در رابطه خود با دیگران، جنبة افراط و تفریط را طی نکند به مرحلة عدل وارد شده است. پس بر این مبنا عدالت را هم می توان به سه محدوده تقسیم نمود: عدالت در رابطة انسان با خود. عدالت در رابطة انسان با دیگر انسان ها. عدالت در رابطة انسان با دیگر موجودات. از نظر دستورات اسلامی انسان حتی نسبت به حیوانات و دیگر مخلوقات هم وظایفی دارد که اگر از آنها عدول کند از مرحله عدالت خارج می شود.

جایگاه عدالت در اسلام و به خصوص در مذهب شیعه، به عنوان یک هدف معرفی شده است.  باید گفت که در اندیشه سیاسی شیعه مبنای عدالت، الهی و عقلی است که در بحث اعتقادات از عبارت حسن و قبح عقلی استفاده می شود. این در صورتی است که اهل سنت برای عنصر عدالت، جایگاهی قائل نیست و فقط نظم و امنیت را، مبنا می داند.

عدل در اسلام ریشه در قرآن دارد و قرآن است که بذر عدل را در دل جامعه اسلامی پراکنده است و این مسئله به حدی برای دین و حقوق الهی دارای اهمیت است که گاهی خدا از مقام فاعلیت و تدبیر الهی به مقام اقامة عدل یاد می کند. به دلیل اعتقاد به اصل عدل و تبعیت احکام از مصالح و مفاسد نفس الامری و اصل حسن و قبح عقلی و حجیت عقل، عدل زیر بنای فقه شیعی به شمار می رود و در بسیاری از احکام، عدالت شرط انجام دهندة آن عمل می باشد.

البته عدالت در تمامی ادیان مهم و تاکیدات فراوان شده و ادیان، عدالت را مبنای موفقیت بشر می دانند. در اسلام مسلمانان قادرند که اگر در احکام دینی حکم مسئله ای بیان نشده باشد بر مبنای اصل عدل، آن را استنباط کنند زیرا شرع اسلام، طبق اصلی که خود آن را تعلیم داده، هرگز از محور عدالت و حقوق فطری و طبیعی و عقلی خارج نمی شود. عدالت را می توان به مواردی مثل عدالت اقتصادی، عدالت اخلاقی، عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و غیره تقسیم کرد. خداوند هیچ گونه مالی را رها نکرده بلکه آن را قسمت و حق هر صاحب حقی را به او داده است. اگر عدالت در میان مردم برقرار شود، خواص و عوام، فقرا و مساکین و همه قشرهای مردم، بی نیاز خواهند شد. یکی از مسایل مهم در مسایل حکومتی و اجتماعی، بحث توزیع ثروت است. توزیع ثروت در هر نوع کشوری، می تواند یکی از عوامل تعیین کننده بقای اجتماع باشد.

عدالت اقتصادی یعنی تأمین حداقل رفاه و آسایش برای همه افراد جامعه، تعیین مرز ها و حدود مصرف و جلوگیری از رفاه زیاد، جلوگیری از انحصار و احتکار اموال و تجمع ثروت در دست بخشی از جامعه و فراهم کردن امکان کار و تولید برای همة افراد جامعه است. از نظر اندیشمندان، دخالت دولت در اقتصاد، ضامن اجرای عدالت در جامعه بوده و بیان می دارند که در اصل مداخله دولت در امور اقتصادی، که به موجب آن دولت تولید را ارشاد نماید، به مثابه وسیله ای است که دولت اسلامی همواره برای ضمانت اجرای قوانین عمومی توزیع و جلوگیری از کجروی ها و تخلف از عدالت اجتماعی را در اختیار دارد.

انتهای پیام/